نورپردازی تعامل محور فضاهای شهری، رویکردی جدید در خلق زندگی شبانه

امروزه در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، زندگی های شبانه در جریان است و به دلیل تحولات اقتصادی و اجتماعی، زندگی شبانه در کلان شهرها انکار ناپذیر است. در این میان بسیاری از کشورها زندگی شبانه را فرصتی برای برقراری ارتباط میان مخاطب و فضاهای شهری دانسته و با برنامه ریزی و طرح های هدفمند، فضاهای جمعی متفاوتی در شب خلق می شود. شناسایی روشی که مردم مکان ها را درک کرده و نسبت به آن عکس العمل نشان می دهند توانایی مهمی برای تمامی کسانی به شمار می رود که به کیفیت مکان ها علاقه مند هستند. ویژگی هایی که استفاده و لذت انسانی را تشویق می کنند (چپ من،۱۳۸۶: ۱۹۷). اهمیت تکنیک های روشنایی به ویژه در مورد تاثیرات حسی نظیر حس تعلق و غنای حسی قابل توجه است. روش های نورپردازی می تواند بر تجارب رفتاری از قبیل توجه، انتخاب مسیر، تجمع و غیره در یک فضای جمعی تاثیر گذار باشد. کیفیت‌های بصری که از طریق نورپردازی تعاملی ایجاد می گردد، تاثیرگذاری به مراتب بیشتری از ادراک و تصویر ذهنی شهروندان از شهر را فراهم می آورد و برای شهروندان ایجاد تعلق خاطر نموده و موجب رونق و ارتقاء ارزش مکان می‌شود. از این رو خلق آثار تعاملی و چارچوب بخشیدن به کیفیت‌های بصری که شهروندان از یک مکان استراتژیک  خواه یک جداره یا محور یا کریدورهای دید ـ دریافت و ادراک می‌کنند از اهمیت دوچندانی برخوردار است.

امروزه با استفاده از دانش نورپردازی دیجیتال، نماها و جداره‌های شهری می‌توانند زمینه‌ای فراهم کنند تا از طریق آن با مردم و به خصوص ساکنان آن محدوده مؤثرترین تعامل را برقرار کنند و روز به روز جمعیت شهری متنوع‌تر را دور هم جمع کنند. ولنتینا کروسی (Valentina Croci) در تحقیقات خود وضعیت معماری تعاملی را هنگامی که  رفته رفته به اقدامی کامل تبدیل می شود، با بیش از ده سال فعالیت در پیشینه خود، بررسی می کند و در نهایت مفهومی را به عنوان  “عرصه کاربر”مطرح می کند.

از این رویکرد طراحی میتوان به  کارهای جیسون بروگز (Jason Bruges) یا رافائل لوزانو-همر (Rafael Lozano-Hemmer) اشاره نمود که کم تر در درک کیفیت های ترکیبی فضا و بیش تر در مشارکت های احساسی استفاده کنندگان در آن دخالت دارد. برای مثال در کارهای رافائل لوزانو-همر، بدن انسان برای فعال کردن لینک ها و محتوای سمعی و بصری با معنای دیگری از تجربه فضا همپوشانی دارد. او در طرح ن  تلاش کرد تا در مقابله با دوگانگی فضای عمومی و خصوصی و در حمایت از یک قلمرو مشترک، فضایی را خلق کرد که در آن عناصر به کاربر یک چشم انداز شخصی از سایت ارائه می دهد. این عناصر تعاملی ۲۰۰ نورافکن کنترل شده بوسیله سنسور ضربان قلب را نشان می دهد و شامل یک ماتریس از ستون های نوری می شود که بر روی چمن کاری بیضی شکل پارک میدان مدیسون می درخشد. شدت نور بستگی به مجموع ضربان قلب دارد، همانند عکسی از محرک های سیستولیک و دیاستولیک. این کار مانند این است که این عناصر قلب ساکنین شهر را در مقیاس شهری نشان می دهند. این پروژه نورپردازی تعاملی، به بیان مفهوم زندگی شبانه و حیات در شب تاکید دارد و ارتباطی سازنده با انسان به عنوان مخاطب پروژه برقرار می کند.   

 

پروژه پوش می (Push me) یکی از دیگر پروژه های اجرا شده در بیان سرزندگی و حیات شبانه است. این پروژه، یک صفحه نمایش لمسی و مدولار است که یک راه جدید ارتباطی را از طریق نور ارائه می‌کند. هر صفحه “پوش می” شامل ۱۹ دکمه‌ی روشن است که می‌تواند به سادگی توسط کاربری، که آن را فشار می‌دهد، تغییر رنگ دهد. این صفحه‌ها به صورت هم‌زمان به تجهیزاتی مشخص، در نقطه دیگری از طریق اینترنت متصل است. بنابراین مردم می‌توانند از راه دور یکدیگر را لمس کنند و تصویری را در یک زمان ایجاد کنند. در نتیجه این ارتباط محدود به مکان نبوده و حیات شبانه را با دکمه های درخشان نور نشان می دهد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *